تبليغاتX
حسرت !

حسرت !

مهم نیست !

ما هم خدایی داریم !

گلم ..

 

+ نوشته شده در 22:31 توسط کامیار |


کاش !

من خوب شناختمت میدونم تا زمانی که صدامو نشنوی نمیتونم !
نمیتونم برت گردونم !
میدونم تا زمانی که بهم جواب نمیدی نمیتونم !
گوشی و ور میدارم تو حرف نمیزنی ! ؟ ؟! توئی واقعا !؟ یا یکی دیگست؟!

اخه کی دلش واسه صدای من تنگ میشه !

..

نمیدونم

دلم خیلی تنگ شده واسه صدات

دلم تورو میخواد اما این منم که سعی میکنم !

عادت کنم به تنهائی !

اما

تو بدان

این منم که روزهایم را میگزرانم با یادت !
-با یاد تو همیشه عمرم تموم نمیشه..

ناز گل من !

بد از رفتنت تنهای تنها شدم !

من با تنهایی خودم سر میکنم ! به همون دلایلی که هیچکس هیچوقت نفهمید !

نخواستم کسی بدونه !

هیچکس نمیتونه بفهمه  که من کسی و تو اول راهم ااز دست دادم که هیچ وقت هیچکس نمیتونه جاشو پر کنه !

و بعد از اون تو  !! ؟

میبینی !

سرنوست تقدیر ! چه جوری با ادم بازی میکنه !
حالا این من میمونم بخاطر بقیه ! برام مهم نیست چی میشه دیگه !

من فقط میخوام به انتظار یک لحظه با تو بودن بگزورنم ! ..

کاش !

میتوانستی احساسم را در نوشته هایم ببینی !
کاش میشد در این کلمات که محدود میکنن ! ادم رو عشق و احساس رو جا داد تا حداقل یه خوردش رو به تو نشون داد !

سکوت من به معنای فراموشی تو نبوده !

!

من به عشق و حرفهای تو ایمان دارم!

خواستی بری گذاشتم بری .. فقط همین خواستم بری و ازم تنفری هم پیدا بکنی تا که  باعث ازار لحظه های نازنین تو نباشم !

کاش !

روزی از این روزها خبر مرگم را میاوردند !

+ نوشته شده در 22:25 توسط کامیار |


مهدی مقدم - بی رحم

+ نوشته شده در 22:12 توسط کامیار |


سخته !

سکوت!

+ نوشته شده در 22:54 توسط کامیار


کاش که برگردی !
اما میدانم

آنقدر آزردمت که دیگر بر زبان آوردن نامم را حرام کردی !

میدانم !

سزایم بیش از این عذاب هاس !
عذاب نبودنت دل تنگ ! حسرت !

..

نمیخواهم ازت طلب بخشش بکنم !

میخوام !

برم ! از این دنیا ! اما نمیدانم چرا ثابت شدنم به این ادمها اینقدر برام مهم شده !؟

چیزی که تا حالا برام مهم نبود !؟

امیدی ندارم !

اما مانده ام که ثابت شوم !

خیلی چیزهارو اینجا نمیشه نوشت ! اما من هم حسی برای نوشتن ندارم !

فقط به یاد بیار !

گریه هامو ! التماس های من رو !

من هیچوقت تنهات نزاشتم ، من  هر وقتی که بخوای کنارت هستم !

 

من سنگ نیستم !

+ نوشته شده در 12:42 توسط کامیار |


نمیدانم برای چه ! این دل میخواهد بنویسد !

نمیدانم !

اما نمیخواهم حرفی را بر زبان بیاورم !

هنوز زود است !

+ نوشته شده در 20:47 توسط کامیار |



خال خوبی کردم اسمتو !
روی تمام بدنم !
تا باورت شه
اونی که هر لحظه یادت
منم
،
هیچکس نمیدونه !
جای تو چقدر خالیه !
حالا میفهمم !
خالی یعنی بی تو !
بی تو یعنی..
خالی..
خالی یعنی .. بی تو !
بی تو ..
یعنی. . .

فکر میکنم نبودنت عادی میشه
فردا برام فردا میاد
باز میبینم
هیچی جزء تو نمیخوام !
با هیشکی حرف نمیزنم
هیچ جکی خنده دار نیست
بعده هر زمستونی معلومه که
بهار نیست

هیچکس نمیفهم ه هیچکس نمیدون ه .  .   .     .       .         .       .        .              .                 .



+ نوشته شده در 2:26 توسط کامیار |


تا قيامت دل من گريه ميخواد
هرچی دريا رو زمين داره خدا
با تمومه ابرای آسمونا
کاشکی ميداد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گريه کنن
تا قيامت دل من گريه ميخواد
قصهء گذشته های خوب من
خيلی زود مثل يه خواب تموم شدن
حالا بايد سر رو زانوم بذارم
تاقيامت اشک حسرت ببارم
دل هيشکی مث من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گريه دوای دردمه
چرا چشمام اشکشو کم مياره
خورشیده روشن ما رو دزديدن
زیره اون ابرای سنگين کشيدن
همه جا رنگه سياهه ماتمه
فرصت موندنمون خيلی کمه
سرنوشت چشاش کوره نمیبینه
زخم خنجرش ميمونه تو سينه
لب بسته سينهء غرق به خون
قصهء موندن آدم همينه

اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد

تا قيامت دل من گريه ميخواد

+ نوشته شده در 1:13 توسط کامیار |


مینویسم و پاک میکنم !
سکوتت را نمیخواهم بشکنم !
اگر سکوت تو را آرام میکند ..
پس بگزار سکوتت ادامه داشته باشد.
من چیزی جز آرامش تو نمیخواهم !
نابودی من .. چیزی جدید نیست . . بی تو و صدای تو !  و ..


ح
 
س

ر

ت

+ نوشته شده در 4:23 توسط کامیار


eshghe mAN 
toham chizaki bego harja k hasi
man inja neshasteam
b entezar to neshasteam
to kojaeii?
sanie ha dargozarand..


roz ha dar gozarand va khabari nis az to
..
.
.
barg'haie khabar az ch daran d?
to bego !
nasime bahari .. roshani hava ? !
va3 chie
to bego !
on roshani .. ..
on nore roshanai
on omid
on zendegi
on nafas !
kojas?
to nisi ama
yade to dar kenare man
yade to lahzei az kenare man nemire !
ghame nabode to ba mane ..
to kojai ? !
koja ?
..
jahane man ?
zendegie man kojas ?
man dor az to dor az man . .
..

+ نوشته شده در 4:22 توسط کامیار


X

دل هیچکس مثل من غم نداره

مث من غربت و ماتم نداره

خورشید مارو دزدین
زیره اون ابرای سنگی کشیدن
همه جا رنگه سیاه ماتمه
فرصت موندن ما خیلی کمه
سرنوشت چشاش کوره
نمی بینه
زخم خنجرش میمونه رو سینه
لبه بسته
سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن ادم همینه


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

87/08/01 - 87/08/30

87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31


نویسندگان

کامیار

پونه


پیوندها

تردید
تبسم غم
صدای له شدن استخوان های یک فاحشه
من تنهام ؟!
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin